«من یکی از نظامیان اردوی ملی هستم. وقتی دولت سقوط کرد، طالبان گفت عفو عمومی است. بعد از مدتی، یعنی آخر سال ۱۴۰۳، طالبان آمد و زمین ما را گرفت. گفت کسی از شما شکایت کرده است. در فصل گرما، مردم به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. مصارف ماهانه مراکز صحی نیز پرداخت نمیشود و حتی برای خرید یک متر تکه برای بخش ولادت پول وجود ندارد. وقتی کارمندان مرکز صحی به دفتر موسسه مراجعه میکنند، با آنان مانند برده برخورد میشود. در کنار این مشکلات، یک حلقه خاص تمام صلاحیتهای موسسه باران، تطبیقکننده پروژه صحتمندی، را در اختیار گرفته و بودجه را حیفومیل میکند. مردم محلی غور که جغرافیا و مشکلات مردم را میفهمند هیج مسوولیتی ندارند. مسوولان این نهاد که اکثرا از ولایتهای دیگر هستند به رخصتیهای تفریحی میروند، اما کسی از آنان بازخواست نمیکند. «نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.» این افراد به بهانه جستوجوی سلاح وارد خانهها میشوند و پول، طلا و موبایل مردم را با خود میبرند. تاکنون چهار مورد سرقت رخ داده است. سه سرقت شبهنگام و یک سرقت هنگام چاشت صورت گرفته، اما هنوز هیچ پیگیری نشده است. این وضعیت نگرانکننده است و باید جلو این افراد گرفته شود.» برنامه بهسازی برای ولسوالیها و…
Quick facts
Timeline
-
Afintl
یک نظامی پیشین: «طالبان مرا ۲۷ روز شکنجه کرد»