در زیرزمین سفارت افغانستان در لندن، میان اسناد، نامهها، عکسها و یادگارهای سالهای نخست روابط دیپلوماتیک افغانستان، نامهایی از دورهای دیده میشود که افغانستان تازه میخواست خودش را به جهان به عنوان یک کشور مستقل معرفی کند. اگر این سخن دقیقاً چنین گفته شده باشد، باید پرسید: آیا با چنین دیدگاهی باید برای همیشه درِ خرد و اندیشه در فهم دین بسته شود و بخش بزرگی از میراث فقه و اصول اسلامی را تعطیل کنیم؟ با این حساب، قرنها اجتهاد، استنباط، اصول فقه و تلاش علمی فقهای مسلمان نیز چیزی جز یک اشتباه تاریخی نبوده است. قرآن بارها انسان را به اندیشیدن فرا میخواند:«أَفَلَا تَعْقِلُونَ»آیا تعقل نمیکنید؟ و میفرماید:«لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ» تا در دین فهم عمیق پیدا کنند. قرآن حتی کسانی را که سخن را میشنوند، بررسی میکنند و بهترین آن را برمیگزینند، میستاید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»(زمر: ۱۷–۱۸) و میفرماید:«لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» تا بیندیشند. و درباره سرگذشت ملتها میگوید:«فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ»؛ ای صاحبان بصیرت، عبرت بگیرید.(حشر: ۲) پس اگر «عقل» در شریعت هیچ جایگاهی ندارد، این همه دعوت قرآن به تعقل، تفکر، تدبر، تفقه و اعتبار را چگونه باید فهمید؟ آیا قرآن انسان را به کاری دعوت میکند که در شریعت هیچ اعتباری ندارد؟ یکی از بزرگترین امتیازات انسان، عقل و قدرت فهم و انتخاب اوست. انسان به وسیله عقل میپرسد، میاندیشد، مقایسه میکند، دلیل…
لنډ معلومات
مهالوېش
-
Afintl
محمد ولیخان دروازی؛ معمار دیپلماسی استقلال افغانستان